*** تارا جون تو لطف داری عزیز در ضمن خیلی هم گلی
دنیا خانوم اگر مطلبی درباره نلی گیر اوردم حتما می ذارم
همچینین عکس و یا مطلبی درباره ی شهناز***

زنی که به صورت داریوش اسید پاشید میگوید :
من از داریوش انتقام می گیرم
مریم زنی که با اسیدپاشی بصورت داریوش جنجال زیادی آفرید این روزها با آزادی از زندان در خیابانهای تهران گل می فروشد تا با عوایدش از داریوش انتقام بگیرد .اورا با چهره ای خسته در میدان ولیعهد دیدیم .
دلش نمی خواست کسی بشناسدش ،وقتی پای درد دلش نشستیم گفت :تازه از زندان آزاد شده ام .بعد از آن سروصدا و ماجرای دردناک دیگر چیزی برایم نمانده است .نه احساسی ...نه عشقی ونه هیجانی ..ازخودم عقم گرفته است ...چه بلایی سرم آمده که با آن همه محبت و عاطفه تمام روحم وقلبم سرشار از نفرت و کینه شده ؟
دیگر نه به آینده چشم دوخته ام ونه به بچه هایم که زمانی همه چیز زندگیم بودند .من که زمانی زن ثروتمندی بودم تمام دارائی ام را بپای داریوش و عشق دروغین او ریختم .مراگول زد .
هرچه خواست برایش مهیا کردم ،اما زمانی که از مال دنیا تهی شدم . به نابودی ام کشانید،به همه چیزپشت پا زد و رفت .وقتی می دیدم دلش مثل یک کاروانسراست وهمه کس را براحتی می پذیرد .تمتم وجودم سرشار از نفرت می شد .وبه این خاطر بود که آن نقشه شوم را درباره اش کشیدم . با خود گفتم هیچکس به اندازه من خواهان او نیست .
بگذار چهره اش را طوری بسوزانم که دیگر هیچ زنی به قیافه اش چشم ندوزد .آن زمان ثابت خواهم کرد که فقط من عاشق واقعی او هستم !اماآنطورکه باید نتوانستم نقشه ام را اجرا کنم .وقتی روی سن می خواند ومن با گیلاسی پر از اسید بطرفش رفتم به چهره ام لبخند زد .
ولی من می لرزیدم .مردد بودم که چکنم ؟ چشمانم بخوبی چهره اش را نمی دید .هراس داشت مرا می کشت .باین خاطر نتوانستم نقشه ام را خوب پیاده کنم .دستم تکان خورد میکروفن روی زمین افتاد و خودش هم ...جیغ و داد مردم توی گوشم پیچید واین تازه آغاز ماجرا بود .
وقتی توی روزنامه ها می خوندم که صورتش زیاد آسیب ندیده است دلم درد می گرفت و توی گوشه خلوت زندان به حال و روز خودم گریه می کردم .دوران زندان من با وجود طولانی بودنش بلاخره به آخر رسید .من در تمام طول این مدت فقط به یک چیز می اندیشیدم .
-بلاخره باید انتقام بگیرم الان هم که با شما حرف بزنم روی قولم هستم .شنیده ام روابط او و گوگوش نیز به سردی گرائیده و آنها مدتیست که جدا از همند .من برای رسیدن به هدفم به هر کاری دست خواهم زد .این روزها درخیابانها و پارکها گل می فروشم تا شاید از عوایدش بتوانم از او انتقام بگیرم .من پای بند قول و قرار خودم هستم خبرش به گوشتان خواهد رسید .
مجله ستاره سینما /شماره 230 /اردیبهشت 1357
منبع:وبلاگ خواندنیها
مرسی از مطلب جالبت.
رامش عزيز رو فراموش نکنيا!!
اگه مطلبی داشتی يا عکس بذلار.
مرسی.
بازم ممنون
به نظر من اين خانوم دل خودش کاروانسرا بوده و خيلی پيش از اين زندگيو بچه هاشو رها کرده.........اين وسط يه روزم داريوش به تورش خورده
به هر حال ممنون
آهنگ قشنگی هم بود
مرسی
اگه مطلب از شهناز گير آوردی ممنون ميشم بذاری
قربانت
موفق باشی
اين نظر شخصی منه شايد ديگران نظر ديگه ای داشته باشند . به هر حال از زحماتت ممنون
البته بگم شايد به خاطر اين باشه که من اين چند مطلب اخير را در وب ديگری خوانده بودم .
دادا دمت گرم که هنوز ۱ نفر هست که يادی از گذشته
بکند اميدوارم در کارت هميشه موفق باشی
من از شما ۱ خواهش دارم اگر از خانم فروزان
هم عکس و یا مطلب داری بگذار دستت درد نکند....
لطفا از خانم مرجان و آقایان رضا بیگ و ناصر ملک مطیعی و مرتضی عقیلی هم مطالبی بگذارید
اين اشغال ارزش يک شيشه اسيد را هم نداره
بايد روش ....
يک مشت الدنگ مفت خور
هنوز زنده است
فقط ازان احمق ها جرم می گيره که تو ايران هنوز صدای اون الگوشان؟؟!
شب خوش
بابا خیلی پرت هستید. داریوش هم یکی مثه خودمون. صداش بهتره شد خواننده.وطن پرست هم هست واسه همین دوستش دارم. تا حالا پاش رو هم توی کنسرت های امارات نذاشته.دمش گرم. ولی پسرا دخترا خودتون نگاه کنید چقدر دنبال این و اون هستید و بودید .... . حالا اونم اینجوری شده. ادم جائزالخطا نیست. حتمی الخطاست. پیغمر هم که میگن معصوم بوده غلط کردند. تا دلت بخواد اشتباه و جنایت کرد. حالا باز مظلوم تر از شاه کسی نبود ؟
چقدر مردم ما هنوز ساده و ساده لوح هستند.
وااااااای
من فکر نمیکنم این آدم قصد طرف داری از داریوش را داشته
زنی که به صورت داریوش اسید پاشید